کلنگ آباد

شرح حال یک کلنگ سرسخت

شرح حال یک کلنگ سرسخت

شب نوشت های یک کلنگ از نوع بدون سانسور!

روزگار قریب!

چهارشنبه, ۶ تیر ۱۳۹۷، ۱۰:۳۸ ق.ظ

سلام خدمت همه عشاق کلنگ 

عرض ادب دارم خدمتتون 

با "عزیزم" رفتیم بیرون و صحبت کردیم. 4 ساعت تمام طول کشید صحبت هامون و دو شب هم که هر شب حداقل سه ساعتی حرف میزدیم. 

خیلی جالب بود برام  که با علاقه تمام به صحبت هام گوش کرد و جذب صحبت هام شده بود. چقدر سرنوشت هامون شبیه به هم بود. چه قدر اتفاقات جالبی تو زندگی هامون افتاده بود. 

و البته باز هم یک پیشبینی ! یک پشگویی ! یک نفر پیشگویی کرده بود که من میرم سراغش ! واقعا عجیبه نه؟

برگشتنی خونه متوجه شدم که 8 سال ازم بزرگ تره. 

فکر می کردم اختلاف سنی مون 4 سال باشه تهش. اما متوجه شدم که نه خیر 8 ساله!

روزای قشنگیه ، دوست داشتن به زندگیم رنگ و لعاب پاشیده 

نظرات  (۱)

سلام کلنگ خان
چه طور مطمئن میشی به انتخابت، حقیقتش چون من خودم این دغدغه رو دارم میپرسم. 
چه چیزی تو رو سر ذوق میاره کنارش. که میدونی موندگاره،
میدونی یه وقتایی خیلی هم دوست داری طرفو ولی نمیتونی روی این حساب کنی که بخای زندگیتو باهاش شریک بشی. 
منظورم اینه که اون نقطه بهینه کجاس که مطمئن میشی این همون آدمه. معیارت چیه؟
پاسخ:
سلام 
ببین چند تا بهت نشونه میدم تا دستت بیاد 
این دختر بعد از مدت ها تونست قلبمو به تپش دربیاره ، یعنی احساس کردم خونه به مغزم حمله می کنه وقتی باهاش صحبت می کنم.  
تا الان دو جلسه باهاش صحبت کردم  و طی این دو جلسه :
1- در مورد جهان بینی خودم صحبت کردم و این که دنیا از نظر من تو چی خلاصه شده و برای چی !
2- در مورد سنت و مدرنتیه : ازدواج یا سنتی هست یا مدرن (تکلیف خودتون رو مشخص کنید)
3- احترام به فردیت یعنی انسان بودن طرف مقابل 


این سه تا رو خیلی حواست باشه ، کارم جلوتر رفت بقیش رو هم بهت میگم 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی