کلنگ آباد

شرح حال یک کلنگ سرسخت

شرح حال یک کلنگ سرسخت

شب نوشت های یک کلنگ از نوع بدون سانسور!

۱۳ مطلب با موضوع «شب نوشته ها» ثبت شده است

مشکل این جهان اینه که احمق ها مدام حرف میزنن و عقلا ساکتن!

بنابراین احمق ها جسورتر میشن و عقلا ساکت تر!


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ فروردين ۹۷ ، ۰۵:۵۰
کلنگ سرسخت

راه رفتنی رو باید رفت در بستنی رو باید بست!

پیش به سوی جزیره ی تنهایی خودم ! 



احتمالا میخام رل بزنم 

از یه دختره ای خوشم اومده برم مذاکره کنم ببینم به نتیجه میرسیم یا نه :دی 

All the options are on the table

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۹۶ ، ۰۰:۲۲
کلنگ سرسخت

من باشم و می باشد و یار باشد

گور بابای هر کس که بدخواه باشد!

والله به خدا



۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۶ ، ۱۷:۳۳
کلنگ سرسخت

چند روزیه تو فکر یه چیزی هستم 

جدیدا به آدم های پیر زیاد دقت میکنم

به قبرستون ها هم زیاد خیره میشم 

تمام این پیرمرد پیرزن های الان یه زمان شاخ  و داف بودن . 

تمام اونایی هم که سینه قبرستون خوابیدن کلی دغدغه داشتن.

فکر این که بعد مرگ چی میشه و ما چه غلطی می کنیم یه مدته فکرمو دوباره مشغول کرده 

البته من خداباورم و موحد هم هستم اما نمی دونم چرا جوابی درباره این مساله نمی تونم پیدا کنم!


۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۹۵ ، ۰۲:۲۱
کلنگ سرسخت

تهران حالت عادی خیلی حال و هوای خوبی نداره ، روز جمعه تنها که باشی بدترم میشه!

سه روزه از خونه درنیومدم بیرون احساس میکنم دارم کپک میزنم. 

می خواستم برم سمت انقلاب کتاب بخرم واسه خودم دیدم حس و حالش نیست.

بی خیال  امروز میزنم به چاک و میرم کلنگ آباد

از خودم همچنان ناراحتم

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ اسفند ۹۵ ، ۱۳:۳۸
کلنگ سرسخت

خب ظاهرا فردا باید بار و بندیل رو راه بندازم و برم سمت تهران 

یکی دو روزی احتمالا افتابی نشم عوضش بعدش به قدر کافی مغزتون رو میخورم 

و من الله توفیق 


این آهنگ دارم میرم به تهران اندی هم خدمت شما تقدیم میشود

دانلود آهنگ دارم میرم به تهران 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۱۳
کلنگ سرسخت
از شرکت زنگ زدن گفتن  هفته بعد تشریف میبری امتحان میدی! 
امتحانی که سرنوشت شغلیم رو تا حدود زیادی می تونه تغییر بده!
رفتم منابعش رو گرفتم دیدم 500 صفحس! 
به زنگ زدی همین کلنگ قسم از بس سنگینه نمی تونم با خودم حملش کنم!
از اون ور قضیه کاملا عجیب و یهویی بهم گفتن تشریف بیار مقالت رو هم ارائه کن ، این یکی دیگه نوبر بود!
فردا باید برم یه سری شر و ور بهم ببافم تحویل گرانقدران بدم بلکه سال 95 رو به خیر و سلامت بگذرونم!
و من الله توفیق 

:دی 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۴۵
کلنگ سرسخت

داستان آشنایی ما با این بازاریابی  شبکه ای ها به خیلی قدیم ترها برمیگرده که اجداد  و خواهر و دامادمون تو کار گلدکوئست بودن و حتی یک دو فقره هم در راستای اقتصاد مقاومتی پس از بالا کشیدن مال و منال مردم هیشه در صحنه راهی آسیای میانه شدند منتها امروز باز یه داستانی پیش اومد یادآوری شد!

صبح با علی نشسته بودیم دفتر و داشتیم در مورد موضوعات مهمی مثله غلام و کاراش صحبت می کردیم که یه دختره ای اومد داخل و یه سری محصولات رو نشونمون داد. 

منم ازش یه شامپو خریدم و به حرفاش گوش کردم ببینم چی میگه 

خیلی جوون با انرژی و جسور بود بهش گفتم بیا  این شر و وریات رو بزار کنار وبا ما کار کن  کمتر از دو تومن نمیگیری 

گفت نه 

گفتم از دوره گردی خیلی بهتره 

گفت نه

گفتم تعطیل کنیم کار نکنیم هم پول درمیاریم ما

گفت نه ما هم تیم داریم و این چرندیات 

خیلی گارد داشت نسبت به ما، چند بار بهش گفتم ما قضاوت نمی کنیم نیاز نیست نگران باشی 

حرفای جالبی زد 

گفت لیسانس هنر داره از دانشگاه شیراز

گفتم اذیت نمیشی؟

گفت چرا خیلی چرت و پرت بهمون میگن ، بعضی جاها که میریم بهمون دست می زنن  یا چرت و پرت میگن یا پیشنهادات غیراخلاقی میدن 

گفتم مشکلت چیه با  کار ما؟ 

گفت نه تو برنامه هام نیست. 

خیلی جالب بود برام. یعنی لول کار ما این قدر پایینه که دوره گردی و دستمالی شدن توسط مردم یا شنیدن حرفای زشت بهتر ازشه؟ در حالی که ما خودمون همیشه کت و شلواری هستیم  و شسته رفته...

چند وقته دنبال نیروی کار هستیم هیچ کس نمیاد کار کنه! جالبه هیچ کس حتی زنگ هم نمیزنه!

این وقتی که این شرو وریات نتورک مارکتنیگ از مردم گرفته اگه در راه دیگه ای گذاشته میشد مطمینم اون صنعت یا اون صنف  می ترکوند.

حیف از این همه استعداد ...

حییییییییف

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ اسفند ۹۵ ، ۱۷:۱۹
کلنگ سرسخت

این همکار ما غلام آدم خاصیه، اول این که کم کم 10 سالی از ما بیشتر از خدا عمر گرفته البته سه چهار سالی با خانوادش درگیر بوده سر این که زن بگیره و خانوادش مخالف بودن سه چهار سال هم درگیر زن طلاق دادن بود که باز هم خانواده مخالف بودن ظاهرا!

حالا بگذریم از این شر ووریات  چند وقت پیش دفتر نرفته بودم و کپیده بودم  کنار بخاری داشتم خواب از شما بهتران رو میدیدم که دیدم سی تا میس کال داشتم و یه شماره ناشناس ایرانسل هم زنگ داره میزنه. جواب دادم دیدم غلام بود که با اون لجهه دلخراشش می گفت  :"مهندس دارم میرم ....... میای بریم واسه قراراداد؟!" 

گفتم صبر کن میام  حالا نگو این غلام مقصد اصلی رو نگفته!

خلاصش با پراید لکنته اش اومد دنبالم و راه افتادیم رفتیم سمت اون شهر خاص که به واسطه ی یک شکست عشخی تخماتیکی که اون جا خوردم از شنیدن اسمش هم بیزارم چه برسه پرسه زدن در خیابون های ماتم گرفتش و دیدن چهره های از دور آشنا و از نزدیک کاملا غریبه و سرد .

گشت از شلوغ ترین خیابون های شهر مثله کاروان بازماندگان کربلا عبورمون داد  و وعده ی یه قرارداد حاضر آماده  و تپل گروهی رو میداد

رفتیم و کت شلوار به  تن و کیف به دست به خیال خود منتظر ورود به مجموعه و دیدن مدیر مجموعه بودیم که مامور تشریفات رو ما به سمت سالنی هدایت کرد که کلی آدم توش بودنو یکی داشت نعره میزد 

تازه اون جا فهمیدم که عجب رکبی خوردیم! غلام جای این که قرار  ملاقات با مدیر رو اوکی کرده باشه خودش شده بود طعمه واسه این که به یه میتینگ سیاسی بریم اون هم از نوع کارگریش!

خلاصش چهل پنجاه دقیقه اون جا وقتمون تلف شد بعدش هم که رفتیم آقای مدیر رو ببینیم فهمیدیم اصلا غلام با این صحبت نکرده !

جاش غلام مجبور شد یکی از محصولات اون سازمان رو هم بخره . 

اینم  خاطره از تیم ورک ما و همین غلام 



این آهنگم هزار بار یا بیشتر ایشون گوش میدن :

دانلود!

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۵ ، ۰۲:۵۶
کلنگ سرسخت

زمان شاه ما خیلی بدبخت بودیم 

زمان شاه پدرم از صبح تا شب کار میک رد و هیچ وقت خونه نبود

زمان شاه مامانم همیشه در حال آشپزی کردن بود

زمان شاه سقف مدرسه ما می ریخت 

زمان شاه وقتی می رفتیم مدرسه از بس برف می بارید تو راه خطر خورده شدن توسط گرگ ما رو تهدید می کرد 

زمان شاه تو مدرسه بدجورما رو کتک میزدن

زمان شاه 15 نفر بودیم تو یه کلاس ، از این 15 نفر یه نفر صحیح  و سالم به دانشگاه رسید یکی قاتل ،یکی متجاوز و  مابقی علاف شدند

زمان شاه دوران دوران خوبی نبود. 

بی خیال 

سرتون سلامت لبتون خندون 

بعضیا که تولدشون مبارکه مبارک باشه 

کلنگ دوستون داره حتی ندیده و نشنیده


۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۵۵
کلنگ سرسخت