کلنگ آباد

شرح حال یک کلنگ سرسخت

شرح حال یک کلنگ سرسخت

شب نوشت های یک کلنگ از نوع بدون سانسور!

آخرین مطالب

۳۱ مطلب در دی ۱۳۹۶ ثبت شده است

این هفته 19.75 شدم !

در واقع 97 درصد برنامه هفتگیم رو اجرا کردم و فقط این سه درصد مابقی رو اجرا نکردم!

حالا هم با خیال راحت نشستم تو خونه و دارم لذت می برم!

کتاب موردعلاقمو خوندم، موزیک مورد علاقه ام رو گوش دادم و میخام عصر هم برم قدم بزنم و شاید به یکی از دوستان هم سر بزنم. 

برنامه هفته بعد رو هم چیدم در حد لالیگا!

فقط منتظرم که شنبه بشه برم تو کارش! 

خدایا شکرت!

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۶ ، ۱۳:۱۸
کلنگ سرسخت

یه کتاب جدید شروع کردیم با یه جمعی از دوستان کتاب خوان می خوانیم به نام  " انقلاب امید"

توصیه جدی میکنم این کتاب رو بخونید و حالشو ببرین.

کلا هر کتابی از اریک فروم دیدین بدون شک و تردید بخرین و بخونین!

معطل نکنین خودتونو!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۶ ، ۱۱:۵۵
کلنگ سرسخت

یه هدیه برای مریم :)

دانلودش کن 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۹۶ ، ۰۰:۱۴
کلنگ سرسخت

جواب این سوال ساده خیلی هم ساده نیست ولی این جوری براتون بگم قابل فهم تره :

عموما افراد پول دار آدم هایی هستند پیچیده که اصلا خوب و بدشون رو نمیشه تشخیص داد!

یعنی به سختی خیلی خیلی زیاد!

و عموما این افراد با پول شون کارهایی میکنن که بهتر از اون کارها هم مقدوره و گره از کار خیلیا وا میکنه ، من میخام پولدار بشم تا گره از کار خودم و دور و بری هام وا کنم. 

همین 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ دی ۹۶ ، ۰۱:۳۲
کلنگ سرسخت

سلام 

امشب میخام در مورد بعضی آدم ها بنویسم و این که قضاوت آدم ها نسبت به هم چقدر متفاوته!

ترم یک ارشد یه استاد خانوم داشتیم ، منو با 11.75 انداخت!

ترم بعد اون درس رو دوباره برداشتم منو با 11.5 انداخت!

ترم بعد اون درس رو سه باره برداشتم منو با 13 پاس کرد!

می رفت زیرآب منو پیش بقیه استادا میزد و سر کلاسا چون با نظرات علمیش مخالف بودم بحث می کردیم.

هیچ وقت درک نکردم منو چرا مینداخت و بار آخری هم که منو قبول کرد باز شک ندارم نمره ام بالای 18 بود. 

ببینید این کارها فقط حقارت و کوچک بودن آدم رو می رسونه ، آدم باید دلش بزرگ باشه ، دلش پاک باشه وگرنه دنیا هم مال ادم باشه هیچ حس خوبی بهش دست نمیده .

من سعی کردم خیلی جاها بی خیال بشم و مثل افعی بقیه رو نیش نزنم و زهرم رو بهشون نریزم. 

نگاه کنید به دنیا به خدا ما هم یه گونه جانوریم ، با هم مهربون باشیم و حداقل خودمون همدیگه رو منقرض نکنیم!

هی خدا کی ما میخایم بفهمیم که زیاد نیستیم این دنیا و همه چیز توی یه چشم بهم زدن میاد جلو چشممون.....

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ دی ۹۶ ، ۲۳:۱۰
کلنگ سرسخت

بعضی آدما هستن 

مرض دارن!

مریضن!

از شکنجه روحی روانی بقیه و آشکار کردن بدبختی هاشون لذت می برن!

دوس دارن قدرتنمایی کنن و ضعف های مردم رو بندازن رو پروژکتور و نشون بدن. 

این آدما بدبختن ، به حالشون دل بسوزین 

اینا یه چیزی تو وجودشون گمه!

دنبال چیزی هستن که صد سال دیگه هم پیدا نمی کنن!

یه سری چیزا رو هیچ وقت نمی فهمن ....

از این آدما چهار نعل فرار کنید! از من به شما گفتن بود!

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۶ ، ۲۱:۳۵
کلنگ سرسخت

بعد صد سال بنا به توصیه پزشک رفتم باشگاه 

دیروز که جمعه بود رفتم ولی کل باشگاه های شهر بسته بود و دست از پا دراز تر با یه ساک وررشی برگشتم خونه!

امروز تمام برنامه روزانه ام رو انجام دادم و حس خوبی دارم که بالاخره یه تکونی به خودم دادم!

اما باشگاه خیلی چسبید!

متاسفانه بعد از اون مصدومیت بد موقع چند سال پیش و التهاب مچ خیلی از حرکات رو نمی شد برم ولی خب با چند تاش شروع کردم تا ببینم چی میشه!

بازم خدا رو شکر 

هیچ وقت ناسپاس نیستم 

دم همه گرم

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۶ ، ۲۱:۱۳
کلنگ سرسخت
انقدر ملت رو مسخره کردم  سرم اومد!
فکر کنم مشکل جنسی پیدا کردم :|
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۶ ، ۰۳:۰۲
کلنگ سرسخت

امشب اگه دست خودم باشه کل شب رو شمع روشن میکنم ، آهنگ بانو شکیلا رو میزارم ، عود روشن می کنم و جرعه جرعه کنیاک می رم بالا


سلامتی همه مرده ها

سلامتی همه زنده ها 

سلامتی همه کلنگا

سلامتی همه بیل ها و بیلچه ها

سلامتی همه کسایی که فحش میدن تو خصوصی

سلامتی همه کیسه کشا

سلامتی صاب خونه


سلامتی آسمونی که امروز خون گریه میکرد 

سلامتی چهره اونی که تو آسمون هم می بینمش

سلامتی کسی که منو به خاطر خودم ول کرد و رفت

سلامتی کسی که به خاطر خودش ولش کردم رفتم!


یه روزیم یه سنگ قبر می زنن میاین تماشا سر مزار کلنگ!


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۹۶ ، ۲۰:۰۸
کلنگ سرسخت

پرستاری در یکی از بیمارستان‌های استرالیا که ویژه نگهداری از بیماران در شرف مرگ بوده، بر اساس گفته‌های بیماران در آخرین لحظات عمر، عمده‌ترین موارد پشیمانی و حسرت آنان را جمع آوری و دسته‌بندی کرده است. به‌گفتۀ وی، متداول‌ترین مورد پشیمانی افراد این بوده که «ای کاش آن‌قدر سخت و طولانی کار نکرده بودم.»

این پرستار به نام «برونی ویر» آخرین گفته‌ها، آرزوهای بربادرفته و حسرت‌های این افراد را ابتدا در وبلاگ خود منتشر کرد. مطالب این وبلاگ چنان مورد توجه قرار گرفت که وی براساس آن کتابی نوشته است به‌نام «پنج پشیمانی عمده در لحظه مرگ».

«برونی ویر» در کتاب خود اشاره می‌کند که اکثر افراد در لحظاتی که در انتظار مرگ هستند، دید بسیار دقیق و روشنی راجع به زندگی خود و زندگی به‌طور کلی پیدا می‌کنند و کسانی که هنوز عمری برای آنها باقی مانده با توجه به این مطالب شاید بتوانند از تجارب دیگران بیاموزند.

ای کاش شهامت داشتم زندگی خود را به شکلی سپری کنم که حقیقتا دوست داشتم؛ و نه به شیوه‌ای که دیگران از من انتظار داشتند.

این موضوع، یکی از عمده‌ترین موارد پشیمانی درمیان اکثر افراد بوده است. وقتی که لحظات پایانی زندگی فرا می‌رسد، بسیاری از افراد به‌روشنی درمی‌یابند که بخش عمده‌ای از آمال و آرزوهای خود را عملی نکرده‌اند. آنها درمی‌یابند که دلیل مرگ آنها تا حد زیادی به تصمیم‌هایی که در طول زندگی گرفته‌اند بستگی داشته است. سلامت شاید بزرگ‌ترین منبع آزادی و آزادی انتخاب است؛ و معمولا افراد تا زمانی که زندگی آنها به خطر نیفتاده قدر این نعمت را نمی‌دانند.

ای کاش این‌قدر سخت و طولانی کار نکرده بودم.

معمولا بیماران مرد از این نکته شکایت داشتند. آنها دوران کودکی فرزندان و همدهمی با همسر خود را به خاطر ساعات کار طولانی از دست داده بودند. ولی در مورد نسل قدیم که درصد کمتری از زنان شاغل بوده‌اند این موضوع کمتر در میان بیماران زن رایج بود. تمام مردانی که در بستر مرگ با آنها صحبت شده، از سپری کردن ساعات و روزهای طولانی در محیط کار پشیمان بودند.

ای کاش شهامت بیان احساسات خودم را داشتم.

بسیاری از افراد درمقاطع مختلف زندگی و یا در شرایط گوناگون، برای حفظ مناسبات مسالمت‌آمیز با دیگران از بیان صریح احساسات خود طفره می‌روند. به همین خاطر زندگی آنها از آن چیزی که واقعا باید باشد فاصله می‌گیرد و یا آنها هیچگاه آن کسی نخواهند شد که آرزو و یا توانایی آن را داشته‌اند. بسیاری از افراد تحت تاثیر تلخکامی و یا ناکامی‌های ناشی از مماشات با دیگران و محیط، به بیماری‌های جدی مبتلا می‌شوند.

ای کاش تماسم را با دوستانم حفظ کرده بودم.

خیلی از افراد تا لحظات پایانی عمر قدر دوستان خوب و یا ارزش حفظ تماس با دوستان قدیمی را نمی‌دانند؛ و معمولا در فرصت کوتاه قبل از مرگ امکان جست‌وجو و پیدا کردن این دوستان قدیمی فراهم نیست. بسیاری از افراد چنان در زندگی خود غرق می‌شوند که به سادگی تماس با دوستان را فراموش و یا کلا حذف می‌کنند. بسیاری در لحظات پایان عمر خود از این‌که برای دوستی و روابط خود ارزش کافی قائل نبوده‌اند دچار پشیمانی می‌شوند.

ای کاش به خودم اجازه می‌دادم که شاد‌تر باشم.

این مورد از پشیمانی در کمال تعجب بسیار عمومیت دارد. بسیاری از افراد تا لحظات پایانی عمر خود متوجه نشده بودند که شاد بودن در حقیقت یک انتخاب است. بسیاری سالیان عمر خود را با تکرار عادات و الگوهای همیشگی زندگی خود طی کرده بودند. بسیاری به‌اصطلاح «آرامش» ناشی از تکرار الگو و عادات همیشگی را بر تغییر ترجیح داده بودند. و این هراس از تغییر، هم جنبه‌های فیزیکی و هم جنبه‌های احساسی و عاطفی زندگی را شامل می‌شود.

منبع: مجله اینترنتی مکتب کمال

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۹۶ ، ۱۹:۵۰
کلنگ سرسخت